خب حتما مطالب مربوط به خونه ی آبشار رو در قسمت مربوط به دیدنی ها و عجایب جهان خوندین . اگه نخوندین من بهتون می گم وجه تمایز این خونه با خونه های دیگه چیه .
این خونه که در سال ۱۹۳۶ بالای یه آبشار تو ایالت پنسيلوانياي آمريكا توسط معمار معروف فرانك لويد رايت ساخته شده در واقع خونه ی شخصی ادوارد-جي- كافمنه اما بخاطر شکل و ساختار ظاهریش به یکی از جاذبه های توریستی مهم این ایالت تبدیل شده که هر ساله تعداد زیادی از جهانگردان و علاقمندان به هنر معماری ازش دیدن می کنن ...
تو دنیا نمونه های زیادی از این نوع ساختمون هایی که شکل و ساختاری متفاوتی دارن وجود داره و کمتر کسی پیدا می شه که از دیدن اونا هیجان زده نشه و دوست نداشته باشه اونا رو از نزدیک ببینه. متفاوت بودن در ساختار ظاهری خود به خود جاذبه ایجاد می کنه و باعث دیده شدن می شه . تو درس دکوراسیون و تزئینات یه استاد خوب داشتم که در این باره مثال ملموسی می زد و می گفت: "تا حالا دقت کردید چرا بعضی از جوونا انقدر عجیب - غریب لباس می پوشن در حالی که شاید اصلا زیبا نباشه و بهشون هم نیاد ؟! چون اینطوری "دیده می شن" در واقع همین تفاوت ظاهری باعث می شه شما نگاهشون کنین و تا مدتها تصویرشون رو تو ذهنتون داشته باشید البته اگه متفاوت بودن اونا همراه با زیبایی هم باشه مسلما هرگز فراموششون نخواهید کرد. در مورد طراحی بنا و طراحی دکوراسیون داخلی هم همینطوره اگه بتونین زیبایی و خلاقیت رو در هم بیامیزید و از اصول کاربردی کمک بگیرید هیچکس نمی تونه در مقابل ساختمانی که شما طراحش بودین مقاومت کنه و چشماشو ببنده ..." من هم همینطور فکر می کنم درضمن به نظر من متفاوت بودن یک بنا نه تنها باعث جذب بیننده می شه بلکه بهترین راه معرفی و تبلیغ برای اون بناست و امکان نداره عکس اون بنا رو در جایی ببینیم و نشناسیمش و یا ندونیم تو اون ساختمون چه می گذره!!!


نظر شما چیه؟؟؟
تو کشور خودمون چندتا از این ساختمونها ی متفاوت و جالب داریم ؟؟؟
آیا اصلا می تونیم همچین بناهایی رو در ایران هم داشته باشیم؟؟؟
لطفا برای اطلاع از نقدها و گفتگوهای انجام شده روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 30 شهریور1386ساعت 13:43  توسط
|
سلام دانشجویان و دوستان عزیز
به وبلاگ خودتون خوش آمدید
همون طور که می دونین قراره تو بانک ایده ی ایران تحقیق تکلف رو کنار بزاریم و خیلی ساده و صمیمی دور هم جمع بشیم و با هم درباره ی صنعت هتلداری و جهانگردی و راهکارها و ایده های نو برای رشد و توسعه این صنعت تو کشور خودمون صحبت کنیم . چون بنظر ما تنها چیزی که می تونه تو این شرایط این صنعت رو از مرگ تدریجی نجات بده " خلاقیته " البته این نظر شخصی ماست . شاید هم اشتباه باشه !!! نظر شما چیه ؟؟؟
موافقید ؟؟؟ اگه موافقید بسمه الله...
خب ... حالا از کجا شروع کنیم ...
خونه ی آبشار چطوره !؟!؟!
+ نوشته شده در جمعه 30 شهریور1386ساعت 13:1  توسط
|

خانه ادوارد-جي- كافمن كه به نام خانه آبشار معروف است در سال 1936 در بالاي آبشاري درOhiopyl در پنسيلوانياي آمريكا ساخته شد اين خانه اثری جاودانه از معمار معروف فرانك لويد رايت مي باشد . اين خانه يكي از 17 اثري است كه انجمن معماران آمريكا براي حفظ فرهنگ خود برگزيده اند تا با حفظ و نگهداري آن به حفظ فرهنگ خود كمك كنند. اين خانه که در بيشتر فصول سال براي بازديد عموم باز مي باشد در واقع از یک خانه ی شخصی به یک جاذبه توریستی بدل شده است. اين بنا شاید حجيم باشد اما بی نهایت ظریف است و با ظرافتی خاص و هنرمندانه با طبیعت پیرامون خود درآمیخته و به جزئی از آن بدل شده بدون آنکه چیزی از آن بکاهد و این ویژگی منحصر به فرد این بناست چر ا که اصولا ساخت یک بنا به دست بشر در قلب طبیعت بکر از زیبایی آن خواهد کاست اما همانطور که در تصاویر هم مشاهده می کنید این اصل در مورد خانه آبشار صادق نیست .
فرانك لويد رايت : "خانه آبشار یکی از بزرگترین هدایای الهی وحاصل تجربه ذهن انسان بر روي كره خاكي است، من فكر مي كنم تا به حال هیچ بنایی تا اين اندازه با هماهنگي و هارمونی بيان نشده است، مهمترین نکته در آن حفظ آرامش جنگل و رود وصخره است وهمه اينها بعلاوه ساختار خانه شما را به آرامش وگوش دادن به صداها ی گوش نواز دعوت مي كنند آن هم نه هر صدايي بلكه صداي موسيقي آب و آبشار. اين خانه راهي است براي رسيدن به آرامش"
منبع: وبلاگ میلینیوم
ترجمه: علی پور
ویرایش: ایران تحقیق

+ نوشته شده در جمعه 30 شهریور1386ساعت 11:22  توسط
|

نيشابور يکي از شهرهايي است که به دليل قدمت بسيار، آثار فرهنگي - تاريخي بسياري را در خود جاي داده است و از اين جهت منتخب بسياري از گردشگران و بازديدکنندگان از داخل و خارج از کشور است.
در سالهاي اخير علاوه بر آثار تاريخي - فرهنگي مربوط به گذشته ، مجموعه اي فرهنگي که عمر آن به 20 سال نيز نمي رسد به ديدني هاي اين شهر افزوده شده است ؛ مجموعه اي که بنا به همت يکي از اهالي شهر بنا شده است. بازديد از آن ساعاتي لذتبخش را براي بازديدکنندگان فراهم مي کند؛ ضمن آن که روايتگر روح خلاق و هنرمند ايراني است.
دهکده چوبين در روستاي محمدآباد آقازاده از توابع شهر نيشابور واقع در استان خراسان رضوي قرار دارد که در آن بيش از 13 تن چوب به کار رفته و داراي مسجد، رستوران ، خانه ، موزه و کتابخانه است.
مسجد چوبي اين دهکده نه تنها در ايران ، بلکه در جهان بي نظير است. اين مسجد مي تواند تا 8 ريشتر زمين لرزه را تحمل کند و معماري اش به گونه اي است که تا قرنها بعد امکان ادامه حيات دارد.
روستا در گذشته به نام محمدآباد آقازاده معروف بوده است ، آقازاده شهرت فردي به نام حاج ملامحمدکاظم نجفي است که از علما و سرآمدان عصر خود بود و افتخار شاگردي بزرگي چون آخوند خراساني را داشته است.
وي علاوه بر کسب علوم و معارف اسلامي ، شرکت در امور سياسي و اجتماعي و نيز تامين امنيت مردم و سرزمين خراسان را بر خود واجب مي دانسته و به همين دليل اقامتگاه هايي در سبزوار و نيشابور به منظور تامين امنيت و ثبات راهها براي زائران حضرت ثامن الائمه بنا کرده بود که به نام خود وي معروف هستند. محلي که امروز به نام روستاي محمدآباد آقازاده معروف است ، اقامتگاه و پايگاهي بوده که بنا به همت و نظر خود ايشان ايجاد شده و با احداث يک باب مسجد، قنات ، حمام و... در اين روستا و در جوار يار و صحابي حضرت علي بن موسي الرضاع محمد بن فضل بن شاذان نيشابوري در زمان خود محلي براي تدبير و ملاقات با اهل نيشابور و روستاهاي اطراف آن و پايگاهي براي تامين امنيت منطقه به شمار مي رفت.
مجموعه املاک باقي مانده از وي شامل 200 هکتار زمين کشاورزي با 3 حلقه چاه و يک قنات است که با گذشت حدود يک قرن از آن تاريخ ، احياي مجدد آن با اهداف و شيوه اي نوين و همسو با نيازها و هنجارهاي اين زمان توسط نواده وي مهندس حميد مجتهدي انجام مي شود. وي پس از اتمام تحصيلات در يکي از کشورهاي اروپايي و بازگشت به کشور با روي آوردن به کار کشاورزي به احياي اين زمين پرداخت.
در کنار حدود 20 سال کار کشاورزي ، مسجد چوبي با ساختاري زيبا به جاي مسجد قبلي که از خشت ساخته شده بود، ساخته شد. استقبال کم نظير بازديدکنندگان موجب شکل گيري انديشه تاسيس مجموعه اي فرهنگي تفريحي با ويژگي هاي منحصر به فرد شد. در ساخت دهکده چوبين توجه به قابليت هاي اقليمي و جغرافيايي منطقه هدف اصلي و اوليه بوده است.
فضاي سبز و محوطه باز اين دهکده با انواع گلها و درختان تزيين شده است ؛ در محوطه درختاني نظير چنار، بيد، زبان گنجشک ، انواع کاج و سرو، اشن ، سپيدار و انواع درختان ميوه دار کاشته شده است.
شمعداني هاي پيچي و انواع گلهاي رز ازجمله گلهاي به کار رفته در تزيين فضاي سبز و باغچه ها هستند. در فضاهاي خالي به چاي چمن ، يونجه کاشته شده که علاوه بر تامين سبزينگي ، آبياري و مراقبت کمتري نياز دارد و پس از برداشت به عنوان خوراک دامي نيز استفاده مي شود. بلوکهاي بيضي شکل که از جنس سفال هستند دور تا دور باغچه ها چيده شده اند که تزيين باغچه را زيباتر کرده اند. علاوه بر باغچه ها و فضاهاي سبز دو برکه و استخر نيز در دهکده ساخته شده اند. برکه از طريق دو چاه عميق پرآب مي شود و در آن ماهي کپور پرورش داده مي شود. در اطراف آن درختان بيد کاشته شده اند و نيزاري کوچک در گوشه اي از آن خودنمايي مي کند. وزش هر نسيم و به رقص درآمدن شاخه هاي درختان بيد فضايي رويايي و خيره کننده به وجود مي آورد.
نکته جالب در نگهداري ماهي هاي درون برکه اين است که مراحل توليدمثل به صورت طبيعي انجام مي شود و غذا دادن به آنها به صورت دستي صورت مي گيرد. در استخر ماهي قرمز نگهداري مي شود. دور تا دور فضاي اطراف استخر نيز با درختهاي کاج و بيد آراسته شده است.
همچنين برجي آجري براي نگهداري منبع آب و تامين فضاي سردخانه درون مجتمع ساخته شده است که از آن به عنوان کبوتر خانه نيز استفاده مي شود.
مسجد چوبي

اولين بناي اين مجموعه مسجد است.
مسجد چوبي براي اولين بار در سال 1325 با ديواره هاي کاهگلي و سقف چوبي با وسعت مسجد فعلي و در همين مکان بنا شد. باگذشت زمان (بخصوص پس از اصلاحات ارضي) روستا بتدريج خالي از سکنه شد. مسجد نيز به دليل عدم رسيدگي ، به مرور زمان تخريب شد؛ اما در سال 1378 مسجد مجددا با معماري امروزي و به شيوه اي نوين در همان مکان بنا شد. از جمله نکات مهم در نظر گرفته شده در معماري ، مقاوم بودن در برابر زلزله است و قابليت تحمل 8 ريشتر زلزله را دارد. وسعت مسجد 200 مترمربع و سقف آن به صورت شيرواني است و دو مناره به ارتفاع 13 متر از سطح زمين دارد. شکل ظاهري مسجد به صورت کشتي وارونه است. مسجد 3 در ورودي و 5 پنجره دارد. ديوار آن دو جداره است.ديواره هاي خارجي و داخلي از جنس چوب بوده و بين اين دو لايه اسکلت بنا وجود دارد.يکي از نکات فني نصب دريچه اي روي سقف است که به عنوان کانال تهويه هوا از آن استفاده مي شود، کاري که در گذشته در معماري سنتي نيز وجود داشته است و نمونه آن در مسجد حاج قنبرعلي خان و درعمارت بادگير مجموعه کاخ گلستان واقع در شهر تهران ديده مي شود. دريچه به گونه اي عمل مي کند که در فصل تابستان هواي گرم و آلوده را از فضاي مسجد خارج مي کند و هواي خنک و پاکيزه از طريق بادگير بخصوصي که در سقف بنا شده داخل مسجد مي شود. يعني با وزش باد، هوا از اين طريق داخل شده و هواي مسجد به واسطه مناره ها خارج مي شود و به اين ترتيب تهويه اي کاملا طبيعي صورت مي گيرد. مسجد يک ايوان بيروني دارد که کفپوش آن از خشت است و حالت سنتي زيبايي به بنا مي دهد. شيرواني مسجد مانند سايه باني روي ايوان قرار مي گيرد. سقف مسجد به شکل پولکي از بيرون با چوب تزيين شده است.
در ديواره داخلي هفت کتيبه نصب شده است.
کتيبه قرارداده شده روي محراب با خط ثلث آراسته شده و مابقي با خط نستعليق نوشته شده است. هر کتيبه درون يک قاب چوبي منحصر به فرد جاي گرفته است.
هر يک از درهاي مسجد دو لنگه دارد. دستگيره هاي در نيز چوبي است و تعداد 9 عدد گل ميخ از جنس برنج روي آن به عنوان تزيين کوبيده شده است.
چوبهاي مختلفي از درختان ميوه دار و غير ميوه دار هم در ساختمان و هم در تزيينات داخلي آن به کار رفته است. جذابيت مسجد براي خود مردم نيشابور به گونه اي است که از راههاي دور و نزديک براي انجام فريضه نماز به اين مکان مي آيند. نکته مهمي که در ساخت مسجد در مقايسه با ساير بناهاي موجود نظير رستوران و کتابخانه ديده مي شود، اين است که دقت نظر بيشتري در تزيين و زيبايي آن به کار رفته است.
کتابخانه چوبی
کنار مسجد موزه و کتابخانه قراردارد که مصالح به کار رفته براي آن نيز چوب است و ديواره هاي اين ساختمان دو جداره است. تمامي نماي خارجي آن (سقف شيرواني شکل و ديواره ها) با چوبهاي پولکي تزيين شده است و ساختمان داراي 2 در ورودي و خروجي و 2 راه پله است که دو طبقه را به هم متصل مي کند.طبقه اول به موزه اختصاص داده شده و در طبقه دوم کتابخانه قرار دارد. بناي موزه علاوه بر چوب با آيينه کاري مزين شده است. در کتابخانه ، کتابهاي مختلفي از جمله مربوط به آثار ديدني و گردشگري ايران و راهنماي سياحتگري براي استفاده علاقه مندان نگهداري مي شود.
رستوران
رستوران پايين تر از مسجد است. به شکل 8 ضلعي و با ديواره هاي مشبک ساخته شده و بسيار زيبا و رويايي است. اسکلت به کار رفته در آن از جنس چوب است و مانند مسجد در برابر زلزله مقاوم است. رستوران بعد از مسجد زيباترين بناي اين مجموعه است. ساختمان آن در دو طبقه ساخته شده است. معماري آن ظاهري شبيه به تنه درخت دارد که از ميان رستوران سر برآورده است.
داخل محوطه رستوران با انواع گياهان که نه در گلدان بلکه در تکه هاي تنه درختان که پس از برش عرضي داخلشان تخليه شده ، با گلها و خاک انباشته ، تزيين شده اند، گياهان با سليقه خاص روي ديوارها نصب شده اند و چشم را نوازش مي دهند. ميز و نيمکت ها هم چوبي هستند. طبقه اول رستوران براي سرويس دهي به مشتريان مورد استفاده قرار مي گيرد و طبقه دوم تجهيزات سيستم گرما و سرما را تامين مي کند. کف محوطه رستوران بااستفاده از چوب و موزائيک پر شده ، بدين گونه که تنه هاي درخت را به صورت عرضي بريده و پس از قراردادن در کف زمين اطراف آن را با ملات مخصوص موزائيک پر کرده اند. طوري که در نظر اول بيننده فکر مي کند اين فضا قبلا جنگلي فشرده و پر درخت بوده است که درختان را از کف زمين بريده اند.
علاوه بر وجود گلها و گياهان در داخل رستوران ، گياهان بالا رونده در بيرون از محوطه رستوران و اطراف نيز وجود دارند که زيبايي معماري را دوچندان مي کند.
چوبي بودن اسکلت مانع از استفاده رستوران در فصل زمستان نمي شود؛ زيرا به دليل اين که سقف شيبدار و همانند ديواره ها مشبک است ؛ به منظور جلوگيري از ورود برف و باران به داخل ساختمان از پوشش پلاستيکي استفاده شده است.
آلاچيق ها
علاوه بر مسجد، کتابخانه و رستوران ، بازديدکنندگان مي توانند از آلاچيق هايي که در ميان باغ ميوه ساخته شده استفاده کنند. باغ ميوه از بخش عمومي مجتمع جدا و متمايز شده است. آلاچيق ها که در ميان انواع درختان ميوه قرار دارند فضايي رويايي ، خيره کننده و لذتبخش را براي بازديدکنندگان فراهم کرده اند.
با آن که در ساخت آنها از چوب استفاده شده است ، اما مانند رستوران در فصل زمستان نيز بازديدکنندگان مي توانند از اين مکان ها استفاده کنند زيرا براي جلوگيري از ريزش باران و برف به داخل اين محوطه ، پوشش پلاستيکي در سقف به کار رفته است.
منبع: روزنامه جام جم
+ نوشته شده در چهارشنبه 21 شهریور1386ساعت 18:26  توسط
|

قلعه ضحاک کجاست؟ در 16 کيلومتري شهر سراسکند، مرکز شهرستان هشترود کنوني ، قلعه اي سر به آسمان کشيده است که براساس باور مردمان کهن ، ضحاک يا همان آژدهاک که سمبل خوشنامي نيست ، در آن زندگي مي کرده است.
گرچه ضحاک نماد بي بديل سياهي و ظلم در تاريخ اسطوره اي ماست ، اما قلعه ضحاک امروزه پذيراي خيل بي شماري از گردشگراني است که براي ديدن اين قلعه تاريخي به هشترود مي روند. چگونگي رفتن به قلعه ضحاک ، آشنايي با مردمان اين ديار و ويژگي هاي هشترود آذربايجان ، موضوع اين گزارش است.
در اسطوره اي ايراني ضحاک سمبل مردي است که ابليس بر شانه هايش در جواني بوسه زد و از جاي بوسه دو مار روييد؛ مارهايي که بايد هر روز مغز تازه دو جوان را فرو مي دادند تا سير شوند و ضحاک ، اين بدي مجسم بي دريغ بود در شکافتن جمجمه جوانان ايران زمين.
رسم زمانه اين بود تا آهنگري گمنام از پشت کوره آهنگري ، از لابه لاي دم گرم آتش ، پيشبند چرمين خود بر سر ميله زد و درفش کاوياني بر دوش قيام کرد. ضحاک که سر مي گرفت همه عمر، سر داد به تيغ کاوه.
مردمان هشترود باستاني باور داشته اند که همين ضحاک مار به دوش در 16 کيلومتري جنوب شرقي شهر سراسکند، مرکز شهرستان هشترود زندگي مي کرده ، در قلعه اي که امروز ما آن را به نام قلعه ضحاک مي شناسيم و حتي در خود هشترود محله اي وجود دارد با نام خروجستان ؛ محله اي که در باور اسطوره اي ، کاوه آهنگر در آن دکان آهنگري داشته و از همان جا قيام خود را آغاز کرده است.
اين اما وجه اسطوره اي ماجراست و مانند همه تاريخ ايران يا آن بخشي از تاريخ که ما ايرانيان آن را نقل کرده ايم ، داراي 2 وجه افسانه اي و واقعيت است.
واقعيت داستان اما قلعه ضحاک را قلعه اي اشکاني مي داند. اين قلعه را اولين بار کلنل مونث ايت انگليسي کشف کرد که در قشون عباس ميرزا مشغول خدمت بود. او اين بنا را آتشکده اي از دوران ساساني دانست و اين باور بود تا ولفرام کلايس ، معمار و باستان شناس آلماني در سال 1971 بر پايه مطالعه روي اشياي يافت شده از محوطه بنا راي قطعي داد که قلعه ضحاک يک بناي اشکاني است.
در گرماي خفقان آور اين روزها اگر خواستيد يک تعطيلي آخر هفته را بزنيد به دل جاده ها، قلعه ضحاک مي تواند مقصد مناسبي باشد. زيبايي ديدني بنا و هواي خنک آذربايجان بخصوص در دامنه سهند و آن تالاب هاي طبيعي وسوسه انگيز است.
حالا اگر راه افتاده ايد بدانيد که براي رسيدن به قلعه ضحاک 4راه وجود دارد. اين را هم نوشته باشيم که همه اين راهها، دشواري هايي دارد، اما حتما پس از بازديد از بنا مي فهميد که ارزشش را داشته است ؛ هر چند رسيدن به قلعه ضحاک دست کمي از يک سفر اکتشافي ندارد.
مسير اول: از شهر سراسکند در جهت جنوب شرقي که حرکت کنيد، پس از طي 10 کيلومتر راه پر پيچ و خم به ايستگاه راه آهن خراسانک مي رسيد. تا اينجاي راه حسابي دل و روده شما در پيچ هاي جاده بالا آمده است ؛ اما نگران نباشيد. دوباره سر جاي خودش برمي گردد، چون درست همين جاي مسير است که جاده آسفالت تمام مي شود و بقيه راه را بايد در جاده هاي شوسه روستايي بپيماييد. از راه آهن به سمت روستاي مکتو برويد. پس از 2 کيلومتر پيچ خوردن و خاکي شدن ، به يک سه راهي مي رسيد.
سمت چپ جاده يک راه فرعي وجود دارد که مي تواند ناهنجاري هاي اندام شما را اصلاح کند. کافي است کمي در اين مسير باريک و پر پيچ و خم که شيب هاي تندي هم دارد برانيد. پس از 4 کيلومتر راندن که به طور قط شما را به ياد سينماي تريلرهاي جاده اي مي اندازد، به قلعه دختر مي رسيد و تازه اول کار است. بقيه راه را بايد پياده برويد.
مسير دوم و سوم در واقع يک مسير است و انتخاب هر کدام از آنها مي تواند يک تست روان شناسي خوب براي شناخت شخصيت شما باشد. اگر از ايستگاه راه آهن خراسانک 200 متر به سمت جنوب برويد به تقاطع جاده شوسه روستاي خراسانک به روستاي مکتو با راه آهن مي رسيد. حالا راه خود را از روي ريل راه آهن به سمت چپ ادامه دهيد تا به يک تونل برسيد. يادتان باشد که مراقب باشيد قطاري در حال حرکت روي ريل نباشد. به 2 دليل: اول اين که اگر قطار روي ريل باشد، شما چطور مي خواهيد از روي ريل حرکت کنيد؟ و دوم اين که اصولا انسان هايي که زير قطار له مي شوند ديگر نمي توانند از ديدن قلعه ضحاک يا هر بناي مشابه ديگري لذت ببرند.
تا اينجاي راه را که آمديد 2 انتخاب پيش رو داريد. اگر ذاتا انساني ماجراجو هستيد، مي توانيد از داخل تونل حرکت کنيد و اگر ناغافل قطاري سر رسيد، در جان پناه هاي درون تونل پناه بگيريد. فقط فراموش نکنيد چراغ قوه اي قوي همراه داشته باشيد. پس از عبور از تونل ، وارد دره سرسبزي مي شويد که رودخانه شورچاي در آن جريان دارد. شما حالا در جنوب شرقي قلعه ضحاک ايستاده ايد و اگر کمي دقت کنيد مي توانيد قسمتي از برج و باروهاي آن را ببينيد.
اگر فقط به آن اندازه ماجراجو بوده ايد که براي ديدن قلعه ضحاک تا اينجاي راه را بياييد، مي توانيد از راه باريکي عبور کنيد که در سمت چپ دهانه تونل بر اثر عبور و مرور بازديدکنندگان به وجود آمده است. پس از طي 2 کيلومتر در اين مسير مي توانيد از ضلع غربي محوطه به درون آن صعود کنيد.
مسير چهارم: مسير چهارم مخصوص آدمهاي باصفاست. آنها که از راهپيمايي در مسيري روستايي لذت مي برند. از راه آهن خراسانک به سمت روستاي عربلو حرکت کنيد. پس از عبور از داخل روستا به يک صخره عظيم مي رسيد. از گذرگاه هاي اين صخره خودتان را به دره و ساحل رود قرانقو برسانيد. حالا مي توانيد از ضلع شمالي وارد قلعه شويد.
اينک شما درون قلعه ضحاک ايستاده ايد. يعني محلي که تاکنون در کاوش هاي باستان شناسي مجموعه اي از اتاقها و راهروها در آن کشف شده است. سال گذشته کاوشگران موفق شدند محل زندگي حکمران قلعه ضحاک را هم کشف کنند؛ محلي که گچ روي ديوار آن بر خلاف اتاقهاي ديگر قلعه با گچ ريزدانه اندود شده بود و آثاري از رنگ آميزي نيز روي ديوارها کشف شد. در اين منطقه قطعات گچبري شده اي کشف شد که روي آن اشکال هندسي و گل و گياه نقش شده بود. در ضمن 2 قطعه گچبري بسيار نفيس هم يافته شد که روي آن نقش گردونه خورشيد حک شده است.
اگر از سختي راه ناراحتيد مي توانيد آناهيتا را نفرين کنيد. آناهيتا الهه عشق و باروري در ايران باستان ، الهه اي نيرومند، زيبا و خردمند بوده است. چشمه حيات در باور ايرانيان باستان از وجود اين الهه مي جوشد و آناهيتا در بالاترين طبقه آسمان زندگي مي کند. به همين دليل است که بيشتر قلعه هاي باستاني ايران را بر بلندي ها مي ساختند. ايرانيان باستان مي خواستند به نيرومندي ، خردمندي و زيبايي ، به خود خود زندگي نزديکتر باشند. با وجود اين ، همين شهود اسطوره اي موجب مي شده است دشمنان نتوانند به آساني به قلعه هاي مرتفع دسترسي داشته باشند. قلعه ضحاک يکي از باستاني ترين و زيباترين نمونه هاي بازمانده از چنين قلعه هايي است.
اين قلعه يک مجموعه باستاني است با 10 کيلومتر طول و 2 کيلومتر عرض که کاوش هاي تاکنون انجام شده در آن اين احتمال را تقويت کرده که باستان شناسان با يک شهر بزرگ اشکاني روبه رو شده اند و ادامه کاوش ها مي تواند براي شناخت از تمدن اشکاني مفيد باشد. پس اگر تمام اين سختي ها را تحمل کرده ايد و براي ديدن قلعه ضحاک از چنين مسيري گذشته ايد، بدانيد که درست در جايي ايستاده ايد که روزگاري نبض تمدن ايراني در آن مي زده است.
+ نوشته شده در چهارشنبه 7 شهریور1386ساعت 20:38  توسط
|

كوه نشينان البرز هر ساله با برگزاري جشن "نوروزبل" یا "آتش نوروزي" فرارسيدن سال نو ديلمي (گالشي –گيلكي) را جشن گرفته و با خوردن نقل و شيريني و تبريك سال نو، سالي آرام را براي يكديگر آرزو مي كنند. آغاز سال نو و نخستين ماه گيلاني، "نوروزما" است كه از 15 مرداد شروع مي شود.كوه نشينان گيلان و مازندران و البرز شب قبل از آغاز سال نو به پيشواز سال نو مي روند و با افروختن آتش انبوه كه آن را "نوروزبل" (شعله فروزان آتش نوروزي) گويند ترانه هاي محلي مي خوانند و شادي مي كنند.مردم شمال ايران روز دوشنبه 15 مرداد 86 با برپايي جشن آييني و كهن "نوروزبل" در بلندي هاي البرز شمالي و در روستاي ملكوت از توابع املش، سال نو (1581 ديلمي) را جشن گرفتند.مراسم امسال به همت مجله گيله وا، نوازندگان محلي گيلان و پشتيباني ميراث فرهنگي و گردشگري استان گيلان و با حضور گسترده مسوولان منطقه و مردم برگزار شد.
منبع: روزنامه جام جم


+ نوشته شده در چهارشنبه 7 شهریور1386ساعت 20:37  توسط
|
معرفی:
به ایران تحقیق خوش آمدید.
ایران تحقیق اولین وبلاگ تخصصی – تحقیقاتی جهانگردی و هتلداری است که توسط دانش آموختگان ممتاز رشته ی خدمات اقامتی – هتلداری در تابستان سال 1386 ایجاد گردیده است.
اهداف:
الف- یاری و مساعدت دانشجویان در نگارش بهترین تحقیقات تخصصی جهانگردی – هتلداری و دروس عمومی مرتبط با آن
ب- ارائه ی جدیدترین اطلاعات درباره ی صنعت جهانگردی و هتلداری
ج- ایجاد فضایی مناسب برای بحث و گفتگو و تبادل اطلاعات بین دانشجویان جهت یافتن راهکارهای خلاقانه برای بهبود صنعت گردشگری و جهانگردی
+ نوشته شده در چهارشنبه 7 شهریور1386ساعت 19:24  توسط
|